تنهات نمی زارم ... - تاریخ: 1392/1/24 ساعت: 15:56
  یـعـنـی مـیـشـه؟روزی بـرسـه کـه بـیـای..مـنـو مـحـکـم بـغـل کـنـی.. تـا خـواسـتـم گـِلـایـه کـنـم؛ لـبـامـو بـا بـوسـه بـدوزی..تـو نـزدیـکتـریـن فـاصـلـه ی مـمـکـن بـگـی:"هـــــِـیــســــــــــــ... هـمـه ی غـصـه هـامـون تـمـوم شـد..دیـگـه هـیـچـوقـت تـنـهـات نـمـی ذارم"    حواسمون باشه دل آدما شی...
اولین با عشقت رو کجا دیدی ؟... - تاریخ: 1392/2/1 ساعت: 17:18
  اولیــــ ـــــن بــــ ـــار   عشقتــــــ ـــــــ رو    کجــــــ ــــــا دیــ ـــدی؟؟؟
می شود باران ببارد؟ - تاریخ: 1392/1/24 ساعت: 12:33
  می شود باران ببارد؟همین امشب!قول می دهم فقطقطره های پاکش را بغل کنم!و بی هیچ اشکیدستهایش را بگیرمقول می دهمفقط بویش را حس کنم!اصلا اگر بباردفقط از پشت پنجره نگاهش می کنمقول می دهم برایش شعر نگویمفقط... می شود؟امشب.... ؟خدایادلم به اندازه تمام روزهای بارانی تنگ است!!  
دختر خانوم ... - تاریخ: 1392/1/23 ساعت: 6:59
  مــرا دخـــتر خانـــوم مے نـامــند (!)مــضمونــے کہ جذآبیتــش نفــس گـیــر استــــ .../دنیاے دخترانہ مـטּ نہ با شمع نہ با عروسـکــ معنــــا پیدآ نمــےکندو نہ با اشکـ و افسوטּ (!)امــآ تمامـــ اینهآ را در بر مےگیــرد .../مــטּ نہ ضعیفم ...نہ ناتـــواטּچـــرآ کہ خـداونــد مرا بــدوטּ خشونتــ و زور و...
بوی سیگار ... - تاریخ: 1392/2/15 ساعت: 8:29
  بگــــــــــــذار بمـــــــــيرم ...بگـــــــــــــــــذار بمـــــــــيرم وقتي كـــــــــــه لبت بوي سيگـــــــــار ميدهد ...در حـــــــــــالي كه ميدانـــــــــم سيگــــــــاري نيستــــــــــي  
خدایا خسته ام .. - تاریخ: 1392/1/23 ساعت: 6:35
  خـدايـــا مـےتونَـم چـَند لَـحـظــہ بـاهـاتـ خَلـوَتـ کـُنـــَم؟ قـولـ مـــے دَهـَم بيـشـتَر اَز چَـند لَـحظـہ وَقـتـت را نَـگـيـرَم گـــوشِـتـ ُ بــيار جـلـــو... بيــا نَـزديــکــتَـر... مـَـن خَـستـه اَم مــےشنَو ـے؟…
شوخی ... - تاریخ: 1392/1/23 ساعت: 6:23
  عشق تو شوخی زیبایی بود که خداوند با قلب من کرد ! زیبا بود امّاشوخی بود !حالا . . . تو بی تقصیری ! خدای تو هم بی تقصیر است !من تاوان اشتباه خود را پس میدهم . . . ! تمام این تنهایی تاوان « جدّی گرفتن آن شوخی » است  ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤     اینجا سرزمین واژگان واژگون است جایی که گنج جنگ میشود مرد نامر دمیشود ق...
تنها نرو ... - تاریخ: 1392/1/21 ساعت: 17:19
  دنبال کسی نیستم که وقتی میگم میرمبگه : "نرو!"کسی رو میخوام که وقتی گفتم میرمبگه : صب کن منم باهات بیام، تنها نرو  
روز های سخت ... - تاریخ: 1392/1/21 ساعت: 8:17
  پناه می برم از روزهای سختی که دوستت دارمبه روزهای سخت تریکه دوستت خواهم داشت...
صبر ... - تاریخ: 1392/1/21 ساعت: 7:43
  صبــ ـ ـ ـ ـریکــــــ دروغ بزرگـــ استچون سالهاستـــ که با غـــــوره ها کلنجار میـــــــــروماما حلوا نمی شونــــد...  
بدهکار ... - تاریخ: 1392/1/21 ساعت: 8:07
  تمام قرض های گوشم راپرداخته ام...دیگر گوشم به کسی بدهکار نیست .  
خدایا ... - تاریخ: 1392/2/15 ساعت: 8:31
  خدایـــاایـن روزهــا حرفهـــایم بوی نـاشـــکری می دهنــد...امـــا تـــو... بـه حســـاب تنهـــایی و درد دل بگـــذار  
مانند ساحل ... - تاریخ: 1392/1/20 ساعت: 18:34
  این روزهـا... ته فنجـــانهــ ـــا ... دنبال کمی صداقت میگردم کیکهای نیم خورده را زیرو رو میکنم شاید کمی مهــ ـربانی درش مانده باشد! این روزها شمعها هم... نـــ ـــــور ندارند! و مــ ــــــن تنهــ ــا... روی آخرین صندلیه کافه... میان دود سیگارم غرق میشوم... غرق آرامشـــ ـــــــی که نیــست!!  
صبر ... - تاریخ: 1392/1/20 ساعت: 13:42
    نمي نويسم، چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني،  حرف نمي زنم، چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي،  نگاهت نمي كنم، چون تو اصلا نگاهم را نمي بيني،  صدايت نمي زنم، زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است، فقط مي خندم، چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام مرداب براي به دست آوردن نيلوفر ...
"خدایا شکرت" ... - تاریخ: 1392/1/19 ساعت: 23:53
  اگه هیچوقت بعداز هر لبخندیخدارو شکر نمیکنی . . ........حقی نداری بعداز هر اشکیاونو سرزنش کنی . . !"خدایا شکرت"  
میان من و تو ... - تاریخ: 1392/1/19 ساعت: 23:28
  در میان من و تو فاصله هاست گاه می اندیشممی توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری تو توانایی بخشش داری دستهای تو توانایی آن را دارد که مرا زندگانی بخشد چشم های تو به من می بخشد شورِ عشق و مستی و تو چون مصرعِ شعری زیبا سطرِ برجسته ای از زندگی من هستی...  
اشک ... - تاریخ: 1392/1/19 ساعت: 1:23
    این اشکـــــ ـــــــ نیست... این تصویر آخـــــ ـــــــر از توست... که با زیبا ترین هدیــــــــ ــــــه خدا از چشمانـــــــ ــــــم جاری شد...  
رفیق تنهایی ... - تاریخ: 1392/1/19 ساعت: 1:16
  عادت کردم همیشه میرم جلو آینه می ایستم... دست میندازم رو شونه خودم و... تو آینه به خودم نگاه می کنم و... میگم: طاقت بیار رفیق...  
خسته شدم ... - تاریخ: 1392/1/19 ساعت: 1:31
  سوختم و آتش گرفتم کسی نبود که آتشم را خاموش کند... قلبم تکه تکه شده تنم خسته تر از همیشه... خسه شدم از بس منتظرت ماندم... خسته شدم از بس کنج اتاقم نشستم و برایت اشک ریختم... جواب اشک هایم را چ کسی خواهد داد؟ در سکوت خود جان دادم کسی نبود که حتی یک بار سکوتم را بشکند... غم قلبم را احاطه کرده روحم س...
عمر من ... - تاریخ: 1392/1/18 ساعت: 15:55
  همیشه در سختی ها به خودم میگفتماین نیز بگذردهنوز هم میگویماما حال میدانم آنچه میگذردعمر من است نه سختی ها !!!