تنهات نمی زارم ...
  یـعـنـی مـیـشـه؟روزی بـرسـه کـه بـیـای..مـنـو مـحـکـم بـغـل کـنـی.. تـا خـواسـتـم گـِلـایـه کـنـم؛ لـبـامـو بـا بـوسـه بـدوزی..تـو نـزدیـکتـریـن فـاصـلـه ی مـمـکـن بـگـی:"هـــــِـیــســــــــــــ... هـمـه ی غـصـه هـامـون تـمـوم شـد..دیـگـه هـیـچـوقـت تـنـهـات نـمـی ذارم"    حواسمون باشه دل آدما شی...
می شود باران ببارد؟
  می شود باران ببارد؟همین امشب!قول می دهم فقطقطره های پاکش را بغل کنم!و بی هیچ اشکیدستهایش را بگیرمقول می دهمفقط بویش را حس کنم!اصلا اگر بباردفقط از پشت پنجره نگاهش می کنمقول می دهم برایش شعر نگویمفقط... می شود؟امشب.... ؟خدایادلم به اندازه تمام روزهای بارانی تنگ است!!  
دختر خانوم ...
  مــرا دخـــتر خانـــوم مے نـامــند (!)مــضمونــے کہ جذآبیتــش نفــس گـیــر استــــ .../دنیاے دخترانہ مـטּ نہ با شمع نہ با عروسـکــ معنــــا پیدآ نمــےکندو نہ با اشکـ و افسوטּ (!)امــآ تمامـــ اینهآ را در بر مےگیــرد .../مــטּ نہ ضعیفم ...نہ ناتـــواטּچـــرآ کہ خـداونــد مرا بــدوטּ خشونتــ و زور و...
بوی سیگار ...
  بگــــــــــــذار بمـــــــــيرم ...بگـــــــــــــــــذار بمـــــــــيرم وقتي كـــــــــــه لبت بوي سيگـــــــــار ميدهد ...در حـــــــــــالي كه ميدانـــــــــم سيگــــــــاري نيستــــــــــي  
خدایا خسته ام ..
  خـدايـــا مـےتونَـم چـَند لَـحـظــہ بـاهـاتـ خَلـوَتـ کـُنـــَم؟ قـولـ مـــے دَهـَم بيـشـتَر اَز چَـند لَـحظـہ وَقـتـت را نَـگـيـرَم گـــوشِـتـ ُ بــيار جـلـــو... بيــا نَـزديــکــتَـر... مـَـن خَـستـه اَم مــےشنَو ـے؟…
شوخی ...
  عشق تو شوخی زیبایی بود که خداوند با قلب من کرد ! زیبا بود امّاشوخی بود !حالا . . . تو بی تقصیری ! خدای تو هم بی تقصیر است !من تاوان اشتباه خود را پس میدهم . . . ! تمام این تنهایی تاوان « جدّی گرفتن آن شوخی » است  ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤     اینجا سرزمین واژگان واژگون است جایی که گنج جنگ میشود مرد نامر دمیشود ق...
تنها نرو ...
  دنبال کسی نیستم که وقتی میگم میرمبگه : "نرو!"کسی رو میخوام که وقتی گفتم میرمبگه : صب کن منم باهات بیام، تنها نرو  
صبر ...
  صبــ ـ ـ ـ ـریکــــــ دروغ بزرگـــ استچون سالهاستـــ که با غـــــوره ها کلنجار میـــــــــروماما حلوا نمی شونــــد...  
بدهکار ...
  تمام قرض های گوشم راپرداخته ام...دیگر گوشم به کسی بدهکار نیست .  
خدایا ...
  خدایـــاایـن روزهــا حرفهـــایم بوی نـاشـــکری می دهنــد...امـــا تـــو... بـه حســـاب تنهـــایی و درد دل بگـــذار  
مانند ساحل ...
  این روزهـا... ته فنجـــانهــ ـــا ... دنبال کمی صداقت میگردم کیکهای نیم خورده را زیرو رو میکنم شاید کمی مهــ ـربانی درش مانده باشد! این روزها شمعها هم... نـــ ـــــور ندارند! و مــ ــــــن تنهــ ــا... روی آخرین صندلیه کافه... میان دود سیگارم غرق میشوم... غرق آرامشـــ ـــــــی که نیــست!!  
صبر ...
    نمي نويسم، چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني،  حرف نمي زنم، چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي،  نگاهت نمي كنم، چون تو اصلا نگاهم را نمي بيني،  صدايت نمي زنم، زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است، فقط مي خندم، چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام مرداب براي به دست آوردن نيلوفر ...
"خدایا شکرت" ...
  اگه هیچوقت بعداز هر لبخندیخدارو شکر نمیکنی . . ........حقی نداری بعداز هر اشکیاونو سرزنش کنی . . !"خدایا شکرت"  
میان من و تو ...
  در میان من و تو فاصله هاست گاه می اندیشممی توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری تو توانایی بخشش داری دستهای تو توانایی آن را دارد که مرا زندگانی بخشد چشم های تو به من می بخشد شورِ عشق و مستی و تو چون مصرعِ شعری زیبا سطرِ برجسته ای از زندگی من هستی...  
اشک ...
    این اشکـــــ ـــــــ نیست... این تصویر آخـــــ ـــــــر از توست... که با زیبا ترین هدیــــــــ ــــــه خدا از چشمانـــــــ ــــــم جاری شد...  
رفیق تنهایی ...
  عادت کردم همیشه میرم جلو آینه می ایستم... دست میندازم رو شونه خودم و... تو آینه به خودم نگاه می کنم و... میگم: طاقت بیار رفیق...  
خسته شدم ...
  سوختم و آتش گرفتم کسی نبود که آتشم را خاموش کند... قلبم تکه تکه شده تنم خسته تر از همیشه... خسه شدم از بس منتظرت ماندم... خسته شدم از بس کنج اتاقم نشستم و برایت اشک ریختم... جواب اشک هایم را چ کسی خواهد داد؟ در سکوت خود جان دادم کسی نبود که حتی یک بار سکوتم را بشکند... غم قلبم را احاطه کرده روحم س...
عمر من ...
  همیشه در سختی ها به خودم میگفتماین نیز بگذردهنوز هم میگویماما حال میدانم آنچه میگذردعمر من است نه سختی ها !!!