سنگ وسنگ تراش ...

خرید بک لینک

امکانات وب

-->-->-->

کد Ùx84Ùx88Ú¯Ùx88 ØxadÙx85اÛx8cت از تÛx8cÙx85 سپاÙx87اÙx86

-->-->-->-->-->-->

جاÙx88ا اسÙx83رÛx8cپت

-->-->-->
-->-->-->-->-->-->

کد Ùx85تØxadرک کردÙx86 عÙx86Ùx88اÙx86 Ùx88ب

-->-->-->-->-->-->-->-->-->-->-->-->-->-->

کد Ùx87داÛx8cت بÙx87 باÙx84ا

-->-->-->

 

وی تا مدتی فکر میکرد که از همه قدرتمندتر است تا اینکه روزی حاکم شهر از آنجا عبور کرد، او دید که همه به حاکم شهر احترام میگذارند حتی بازرگانان؛ مرد با خودش فکر کرد: «کاش من هم حاکم بودم، آن وقت از همه قدرتمندتر میشدم!» در همان لحظه او تبدیل به حاکم مقتدر شهر شد و در حالیکه روی تخت روان نشسته بود، مردم همه به او تعظیم میکردند، احساس کرد که نور خورشید او را میآزارد و باخودش فکر کرد که خورشید قدرتش بیشتر است. سنگتراش این بار آرزو کرد که خورشید بشود و تبدیل به خورشید هم شد، بعد با تمام نیرو سعی کرد که به زمین بتابد و آن را گرم کند.

پس از مدتی ابری بزرگ و سیاه آمد و جلوی تابش او را گرفت، پس با خود اندیشید که نیروی ابر از او بیشتر است و آرزو کرد که تبدیل به ابری بزرگ شود و آنچنان شد. کمی نگذشت که بادی آمد و او را به این طرف و آن طرف هل داد؛ این بار آرزو کرد که باد شود و تبدیل به باد شد. ولی وقتی به نزدیکی صخره سنگی رسید، دیگر قدرت تکان دادن صخره را نداشت با خود گفت که قویترین موجود در دنیا صخره سنگ است و تبدیل به سنگی بزرگ و عظیم شد. او همان طور که با غرور ایستاده بود ناگهان صدایی شنید و احساس کرد که دارد خورد میشود. نگاهی به پایین انداخت  وسنگتراشی را دید که با چکش و قلم به جان او افتاده است!

  منبع : http://khaterangi.ir

 

˙·٠•ღ❤ تنها ❤ღ•٠·˙...

ما را در سایت ˙·٠•ღ❤ تنها ❤ღ•٠·˙ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: ❤ raha ❤ بازدید: 1137 تاريخ: شنبه 30 دی 1391 ساعت: 10:10

صفحه بندی

نظر سنجی

بÙx87 Ùx86ظر Ø´Ùx85ا کدÙx88Ùx85 تÛx8cÙx85 Ùx82Ùx87رÙx85اÙx86 Ùx84Ûx8cÚ¯ برتر Ùx85Ûx8cØ´Ùx88دØx9fØx9f

خبرنامه