او هیچ وقت نمی تواند راه برود ... - تاریخ: 1391/12/4 ساعت: 15:53
  او هیچ وقت نمی تواند راه برود ... دختر کوچکی در یک کلبه محقر دور از شهر در یک خانواده فقیر به دنیا آمده بود. زایمان، زودتر از زمان مقرر انجام شده و او نوزادی زودرس، ضعیف و شکنندهای بود، طوری که همه شک داشتند او زنده بماند. وقتی ۴ ساله شد، بیماری ذاتالریه و مخملک را با هم گرفت، ترکیب خطرناکی که پای...
عکس های زیبا از طبیعت ... - تاریخ: 1391/10/29 ساعت: 3:05
    برای مشاهده بقیه تصاویر به ادامه مطلب بروید ...  
تصاویر غروب رویایی ... - تاریخ: 1391/10/29 ساعت: 2:33
     برای مشاهده بقیه تصاویر به ادامه مطلب بروید ...  
والپپرهای هنری و زیبا طبیعت .... - تاریخ: 1391/10/29 ساعت: 2:40
   برای مشاهده بقیه تصاویر به ادامه مطلب بروید ...  
افراد باهوش شب زنده دار هستند! - تاریخ: 1391/10/28 ساعت: 1:57
  افراد باهوش شب زنده دار هستند! این تحقیق بر این عقیده دیرینه که سحرخیز بودن کامروایی به همراه می آورد خط بطلان می کشد و می گوید افرادی که دیر می خوابند نسبت به سایرین از قوه خلاقه بیشتری برخوردارند و خیلی زود بیدار شدن از خواب، ترشح بیشتر هورمون کورتیزول و افزایش استرس را به همراه دارد.  
معنی واژه دختر و پسر ... - تاریخ: 1391/10/28 ساعت: 1:51
  معنی واژه دختر و پسر مرد از مُردن است . زیرا زایندگی ندارد .مرگ نیز با مرد هم ریشه است. زَن از زادن است و زِندگی نیز از زن است . دُختر از ریشه « دوغ » است که در میان مردمان آریایی به معنی« شیر»  بوده و ریشه واژهی دختر « دوغ دَر » بوده به معنی « شیر دوش »  زیرا در جامعه کهن ایران باستان کار اصلی او...
امتحان عشق ... - تاریخ: 1391/12/4 ساعت: 15:37
  **  امتحان عشق  **     قد بالای 180، وزن متناسب ، زیبا ، جذاب و ... این شرایط و خیلی از موارد نظیر آنها ، توقعات من برای انتخاب همسر آینده ام بودند. توقعاتی که بی کم و کاست همه ی آنها را حق مسلم خودم میدانستم . چرا که خودم هم از زیبائی چیزی کم نداشتم و میخواستم به اصطلاح همسر آینده ام لا اقل از لح...
من .... - تاریخ: 1391/12/4 ساعت: 15:25
  من با سایه ام حرف میزنم… وقتی میان این هیاهوی آدمها،کسی سراغی از وجود تنهاییم نمی گیرد! با سایه ام حرف میزنم … وقتی همه بدنبال خوشبختیِ خیالیِ خود روز را به شب سنجاق میکنند!! وقتی که تنهاییِ سردِ من، میان حجم خالیِ نبودنِ کسی از یاد میرود…. وقتی که دیوار پشت سر،تنها تکیه گاه بی روح من است. وقتی که...
دل شکسته ... - تاریخ: 1391/12/4 ساعت: 16:22
      گاهی وقتها فکر می کردم که همیشه پایان، آدم را به سمت یک آغاز می کشاند ... اما وقتی دلم شکست، وقتی صدای شکستن دلم را شنیدم ... و تا چشم گشودم دیدم، که کوه غرورم پر شده از شکسته های آیینه آینده روشن ... وقتی دیدم چگونه پا روی دلم گذاشتی، از اوجِ غرور به قعرِ دلتنگی سقوط کردم ... وقتی که بوی خاک ...
فراموشی ... - تاریخ: 1391/10/27 ساعت: 9:58
   چه زود فراموش شدم...   چه زود فراموش شدم آن زمان كه نگاهم از نگاهت دور شد ....  چه زود از یاد تو رفتم آنگاه كه دستانم از دستان تو رها شد....  مقصد من در این راه عاشقی بیراهه بود این همه انتظار و دلتنگی بیهوده بود !  با اینكه دلتنگ هستم اما چاره ای جز تحملش ندارم ،خیلی خسته ام ،  راهی جز تنها ماند...
همسر عاشق ... - تاریخ: 1391/10/27 ساعت: 10:45
  « همسر عاشق »   پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم…ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود…اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به وضوح حس می کردیم… می دونستیم بچه دار نمی شیم…ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی از ماست…اولاش نمی خواستیم بدونیم…با خودمون می گفتیم...
جدایی ... - تاریخ: 1391/10/24 ساعت: 16:02
  گفتم:میری؟گفت:آرهگفتم:منم بیام؟گفت:جایی که من میرم جای 2 نفره نه 3 نفرگفتم:برمی گردی؟فقط خندید.....اشک توی چشمام حلقه زدسرمو پایین انداختمدستشو زیر چونم گذاشت و سرمو بالا آوردگفت:میری؟گفتم:آرهگفت:منم بیام؟گفتم:جایی که من میرم جای1 نفره نه 2 نفرگفت:برمی گردی؟گفتم:جایی که میرم راه برگشت ندارهمن رفتم...
پدر ... - تاریخ: 1391/10/24 ساعت: 15:53
 سلامتیه اون پسری که . . .  ۱۰ سالش بود باباش زد تو گوشش هیچی نگفت . . . ۲۰ سالش شد باباش زد تو گوشش هیچی نگفت . . . ۳۰ سالش شد باباش زد تو گوشش زد زیر گریه . . . باباش گفت چرا گریه میکنی ؟ گفت : آخه اونوقتا دستت نمیلرزید . . . قوربونت برم ای پدر......   
به چه میخندی تو؟ ... - تاریخ: 1391/11/14 ساعت: 17:07
  به چه میخندی تو؟ به مفهوم غم انگیز جدایی؟ به چه چیز؟ به شکست دل من یا به پیروزی خویش؟ به چه میخندی؟ به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟ یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟ به چه میخندی تو؟ به دل ساده ی من که دگر تا ابد نیز به فکر خود نیست؟ خنده دار است.....بخند!
بی تو تنهام .... - تاریخ: 1391/10/24 ساعت: 12:20
  سکوت عجیبی دارد اینجا تنها من مانده ام و خیال بودنت، خنده هایت و نوشته هایم که ... با دلم چه کرده ای!؟ با من چه می کنی !؟ دلم برایت تنگ می شود وقتی می خواهمت وقتی بلند بلند می خوانمت ونیستی، تنهایی عجیبی است دیوانه ام می کند گاهی ... می دانم آرزوی دیدنت فقط خیالیست شیرین ... کاش اینجا بودی درست رو...
دختر نابینا ... - تاریخ: 1391/11/14 ساعت: 16:54
  دختری بود نابینا که از خودش تنفر داشت نه فقط از خود ، بلکه از تمام دنیا تنفر داشت اما یکنفر را دوست داشت “ دلداده اش را “ با او چنین گفته بود :
حماقت ... - تاریخ: 1391/11/14 ساعت: 16:51
  حمـاقـت کـه شاخ و دم نــدارد! حمـاقـت یـعنـی مـن کـه اینقــدر میــروم تـا تـو دلتنـگ ِ مـن شـوی ! خـبری از دل تنـگـی تـو نمـی شود! برمیگردم چـون دلـتنـگـت مــی شــوم!!!  
من ....... - تاریخ: 1391/11/14 ساعت: 16:39
  چه عاشقانه است این روزهای ابری چه عاشقانه است قدم زدن زیر باران غم تنهایی چه عاشقانه است شکفتن گلهای اقاقیا چه عاشقانه است قدم زدن در سر زمین عشق و من چه عاشقانه زیستن را دوست دارم عاشقانه لا لایی گفتن را دوست دارم عاشقانه سرودن را دوست دارم عاشقانه نوشتن را دوست دارم عاشقانه اشک ریختن را... دفتر ...
زندگی اجباری ... - تاریخ: 1391/11/14 ساعت: 16:34
  سیگاری روشن میکنم و به خاموش بودنم فکر میکنم کـــــــــام عمیق همراه آهی کوتاه بیرون میدهم دودش را کمرنگ میشود مثل خودم آهسته می سوزد خسته است مثل خودم از زندگی اجبــــــاری  
چقد تنهام .... - تاریخ: 1391/10/24 ساعت: 11:50
    چـقـدر خـوبـه . . .یـکـی بـاشـهیـکـی بـاشـه کـه بـغـلـت کـنـه . . .سـرتـو بـزاری روی سـیـنـشآرومـت کـنـه . . .حـُرم نـفـس هـاش تـنـت ُ داغ کـنـه . . .عـطـر دسـتـاش مـوهـاتـو نـوازش کـنـه . . .چـقـدر خـوبـه . . .چـقـدر خـوبـه کـه آروم دم گـوشـت بـگـهدوست دارم